اختر القاريء
فارسى
سوره شعراء - تعداد آیات 227
لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ ( 3 )
گویی میخواهی جان خود را از شدّت اندوه از دست دهی بخاطر اینکه آنها ایمان نمیآورند!
إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّنَ السَّمَاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ ( 4 )
اگر ما اراده کنیم، از آسمان بر آنان آیهای نازل میکنیم که گردنهایشان در برابر آن خاضع گردد!
وَمَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍ مِّنَ الرَّحْمَٰنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كَانُوا عَنْهُ مُعْرِضِينَ ( 5 )
و هیچ ذکر تازهای از سوی خداوند مهربان برای آنها نمیآید مگر اینکه از آن رویگردان میشوند!
فَقَدْ كَذَّبُوا فَسَيَأْتِيهِمْ أَنبَاءُ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ( 6 )
آنان تکذیب کردند؛ امّا بزودی اخبار (کیفر) آنچه را استهزا میکردند به آنان میرسد!
أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الْأَرْضِ كَمْ أَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ ( 7 )
آیا آنان به زمین نگاه نکردند که چقدر از انواع گیاهان پرارزش در آن رویاندیم؟!
إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ( 8 )
در این، نشانه روشنی است (بر وجود خدا)؛ ولی بیشترشان هرگز مؤمن نبودهاند!
وَإِذْ نَادَىٰ رَبُّكَ مُوسَىٰ أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ( 10 )
(به خاطر بیاور) هنگامی را که پروردگارت موسی را ندا داد که به سراغ قوم ستمگر برو...
قَوْمَ فِرْعَوْنَ ۚ أَلَا يَتَّقُونَ ( 11 )
قوم فرعون، آیا آنان (از مخالفت فرمان پروردگار) پرهیز نمیکنند؟!
قَالَ رَبِّ إِنِّي أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ ( 12 )
(موسی) عرض کرد: «پروردگارا! از آن بیم دارم که مرا تکذیب کنند،
وَيَضِيقُ صَدْرِي وَلَا يَنطَلِقُ لِسَانِي فَأَرْسِلْ إِلَىٰ هَارُونَ ( 13 )
و سینهام تنگ شود، و زبانم بقدر کافی گویا نیست؛ (برادرم) هارون را نیز رسالت ده (تا مرا یاری کند)!
وَلَهُمْ عَلَيَّ ذَنبٌ فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ ( 14 )
و آنان (به اعتقاد خودشان) بر گردن من گناهی دارند؛ میترسم مرا بکشند (و این رسالت به پایان نرسد)!
قَالَ كَلَّا ۖ فَاذْهَبَا بِآيَاتِنَا ۖ إِنَّا مَعَكُم مُّسْتَمِعُونَ ( 15 )
فرمود: «چنین نیست، (آنان کاری نمیتوانند انجام دهند)! شما هر دو با آیات ما (برای هدایتشان) بروید؛ ما با شما هستیم و (سخنانتان را) میشنویم!
فَأْتِيَا فِرْعَوْنَ فَقُولَا إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِينَ ( 16 )
به سراغ فرعون بروید و بگویید: ما فرستاده پروردگار جهانیان هستیم؛
أَنْ أَرْسِلْ مَعَنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ ( 17 )
بنی اسرائیل را با ما بفرست!» (آنها به سراغ فرعون آمدند)؛
قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ ( 18 )
(فرعون) گفت: «آیا ما تو را در کودکی در میان خود پرورش ندادیم، و سالهایی از زندگیت را در میان ما نبودی؟!
وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَأَنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ ( 19 )
و سرانجام، آن کارت را (که نمیبایست انجام دهی) انجام دادی (و یک نفر از ما را کشتی)، و تو از ناسپاسانی!»
قَالَ فَعَلْتُهَا إِذًا وَأَنَا مِنَ الضَّالِّينَ ( 20 )
(موسی) گفت: «من آن کار را انجام دادم در حالی که از بیخبران بودم!
فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْمًا وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ ( 21 )
پس هنگامی که از شما ترسیدم فرار کردم؛ و پروردگارم به من حکمت و دانش بخشید، و مرا از پیامبران قرار داد!
وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ ( 22 )
آیا این منتّی است که تو بر من میگذاری که بنی اسرائیل را برده خود ساختهای؟!»
قَالَ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا ۖ إِن كُنتُم مُّوقِنِينَ ( 24 )
(موسی) گفت: «پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است، اگر اهل یقین هستید!».
قَالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَلَا تَسْتَمِعُونَ ( 25 )
(فرعون) به اطرافیانش گفت: «آیا نمیشنوید (این مرد چه میگوید)؟!»
قَالَ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ ( 26 )
(موسی) گفت: «او پروردگار شما و پروردگار نیاکان شماست!»
قَالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ ( 27 )
(فرعون) گفت: «پیامبری که بسوی شما فرستاده شده مسلّماً دیوانه است!»
قَالَ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَمَا بَيْنَهُمَا ۖ إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ ( 28 )
(موسی) گفت: «او پروردگار مشرق و مغرب و آنچه میان آن دو است میباشد، اگر شما عقل و اندیشه خود را به کار میگرفتید!»
قَالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلَٰهًا غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ ( 29 )
(فرعون خشمگین شد و) گفت: «اگر معبودی غیر از من برگزینی، تو را از زندانیان قرار خواهم داد!»
قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكَ بِشَيْءٍ مُّبِينٍ ( 30 )
(موسی) گفت: «حتّی اگر نشانه آشکاری برای تو بیاورم (باز ایمان نمیآوری)؟!»
فَأَلْقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعْبَانٌ مُّبِينٌ ( 32 )
در این هنگام موسی عصای خود را افکند، و ناگهان مار عظیم و آشکاری شد؛
وَنَزَعَ يَدَهُ فَإِذَا هِيَ بَيْضَاءُ لِلنَّاظِرِينَ ( 33 )
و دست خود را (در گریبان فرو برد و) بیرون آورد، و در برابر بینندگان سفید و روشن بود.
قَالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ إِنَّ هَٰذَا لَسَاحِرٌ عَلِيمٌ ( 34 )
(فرعون) به گروهی که اطراف او بودند گفت: «این ساحر آگاه و ماهری است!
يُرِيدُ أَن يُخْرِجَكُم مِّنْ أَرْضِكُم بِسِحْرِهِ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ ( 35 )
او میخواهد با سحرش شما را از سرزمینتان بیرون کند! شما چه نظر میدهید؟»
قَالُوا أَرْجِهْ وَأَخَاهُ وَابْعَثْ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَ ( 36 )
گفتند: «او و برادرش را مهلت ده؛ و مأموران را برای بسیج به تمام شهرها اعزام کن،
فَجُمِعَ السَّحَرَةُ لِمِيقَاتِ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ ( 38 )
سرانجام ساحران برای وعدهگاه روز معیّنی جمعآوری شدند.
وَقِيلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنتُم مُّجْتَمِعُونَ ( 39 )
و به مردم گفته شد: «آیا شما نیز (در این صحنه) اجتماع میکنید...
لَعَلَّنَا نَتَّبِعُ السَّحَرَةَ إِن كَانُوا هُمُ الْغَالِبِينَ ( 40 )
تا اگر ساحران پیروز شوند، از آنان پیروی کنیم؟!»
فَلَمَّا جَاءَ السَّحَرَةُ قَالُوا لِفِرْعَوْنَ أَئِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِينَ ( 41 )
هنگامی که ساحران آمدند، به فرعون گفتند: «آیا اگر ما پیروز شویم، پاداش مهمّی خواهیم داشت؟»
قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ إِذًا لَّمِنَ الْمُقَرَّبِينَ ( 42 )
گفت: «(آری،) و در آن صورت شما از مقرّبان خواهید بود!»
قَالَ لَهُم مُّوسَىٰ أَلْقُوا مَا أَنتُم مُّلْقُونَ ( 43 )
(روز موعود فرا رسید و همگی جمع شدند؛) موسی به ساحران گفت: «آنچه را میخواهید بیفکنید، بیفکنید!»
فَأَلْقَوْا حِبَالَهُمْ وَعِصِيَّهُمْ وَقَالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغَالِبُونَ ( 44 )
آنها طنابها و عصاهای خود را افکندند و گفتند: «به عزّت فرعون، ما قطعاً پیروزیم!»
فَأَلْقَىٰ مُوسَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ ( 45 )
سپس موسی عصایش را افکند، ناگهان تمام وسایل دروغین آنها را بلعید!
قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ ۖ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ۚ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ ( 49 )
(فرعون) گفت: «آیا پیش از اینکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟! مسلّماً او بزرگ و استاد شماست که به شما سحر آموخته (و این یک توطئه است)! امّا بزودی خواهید دانست! دستها و پاهای شما را بعکس یکدیگر قطع میکنم، و همه شما را به دار میآویزم!»
قَالُوا لَا ضَيْرَ ۖ إِنَّا إِلَىٰ رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ ( 50 )
گفتند: «مهّم نیست، (هر کاری از دستت ساخته است بکن)! ما بسوی پروردگارمان بازمیگردیم!
إِنَّا نَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَايَانَا أَن كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ ( 51 )
ما امیدواریم که پروردگارمان خطاهای ما را ببخشد، چرا که ما نخستین ایمانآورندگان بودیم!»
وَأَوْحَيْنَا إِلَىٰ مُوسَىٰ أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِي إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ ( 52 )
و به موسی وحی کردیم که شبانه بندگانم را (از مصر) کوچ ده، زیرا شما مورد تعقیب هستید!»
فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَ ( 53 )
فرعون (از این ماجرا آگاه شد و) مأموران بسیج نیرو را به شهرها فرستاد،
فَأَخْرَجْنَاهُم مِّن جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ( 57 )
(سرانجام فرعونیان مغلوب شدند،) و ما آنها را از باغها و چشمهها بیرون راندیم،
كَذَٰلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا بَنِي إِسْرَائِيلَ ( 59 )
(آری،) اینچنین کردیم! و بنی اسرائیل را وارث آنها ساختیم!
فَأَتْبَعُوهُم مُّشْرِقِينَ ( 60 )
آنان به تعقیب بنی اسرائیل پرداختند، و به هنگام طلوع آفتاب به آنها رسیدند.
فَلَمَّا تَرَاءَى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَىٰ إِنَّا لَمُدْرَكُونَ ( 61 )
هنگامی که دو گروه یکدیگر را دیدند، یاران موسی گفتند: «ما در چنگال فرعونیان گرفتار شدیم!»
قَالَ كَلَّا ۖ إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ ( 62 )
(موسی) گفت: «چنین نیست! یقیناً پروردگارم با من است، بزودی مرا هدایت خواهد کرد!»
فَأَوْحَيْنَا إِلَىٰ مُوسَىٰ أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْبَحْرَ ۖ فَانفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ ( 63 )
و بدنبال آن به موسی وحی کردیم: «عصایت را به دریا بزن!» (عصایش را به دریا زد،) و دریا از هم شکافته شد، و هر بخشی همچون کوه عظیمی بود!
وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ الْآخَرِينَ ( 64 )
و در آنجا دیگران [= لشکر فرعون] را نیز (به دریا) نزدیک ساختیم!
وَأَنجَيْنَا مُوسَىٰ وَمَن مَّعَهُ أَجْمَعِينَ ( 65 )
و موسی و تمام کسانی را که با او بودند نجات دادیم!
إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ( 67 )
در این جریان، نشانه روشنی است ولی بیشترشان ایمان نیاوردند! (چرا که طالب حق نبودند)
إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا تَعْبُدُونَ ( 70 )
هنگامی که به پدر و قومش گفت: «چه چیز را میپرستید؟!»
قَالُوا نَعْبُدُ أَصْنَامًا فَنَظَلُّ لَهَا عَاكِفِينَ ( 71 )
گفتند: «بتهایی را میپرستیم، و همه روز ملازم عبادت آنهاییم.»
قَالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ ( 72 )
گفت: «آیا هنگامی که آنها را میخوانید صدای شما را میشنوند؟!
قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آبَاءَنَا كَذَٰلِكَ يَفْعَلُونَ ( 74 )
گفتند: «ما فقط نیاکان خود را یافتیم که چنین میکنند.»
قَالَ أَفَرَأَيْتُم مَّا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ ( 75 )
گفت: «آیا دیدید (این) چیزهایی را که پیوسته پرستش میکردید...
فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِّي إِلَّا رَبَّ الْعَالَمِينَ ( 77 )
همه آنها دشمن من هستند (و من دشمن آنها)، مگر پروردگار عالمیان!
وَالَّذِي أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ ( 82 )
و کسی که امید دارم گناهم را در روز جزا ببخشد!
رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ ( 83 )
پروردگارا! به من علم و دانش ببخش، و مرا به صالحان ملحق کن!
وَاجْعَل لِّي لِسَانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ ( 84 )
و برای من در میان امّتهای آینده، زبان صدق (و ذکر خیری) قرار ده!
وَاغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّينَ ( 86 )
و پدرم [= عمویم] را بیامرز، که او از گمراهان بود!
وَلَا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ ( 87 )
و در آن روز که مردم برانگیخته میشوند، مرا شرمنده و رسوا مکن!
وَقِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ ( 92 )
و به آنان گفته میشود: «کجا هستند معبودانی که آنها را پرستش میکردید...
مِن دُونِ اللَّهِ هَلْ يَنصُرُونَكُمْ أَوْ يَنتَصِرُونَ ( 93 )
معبودهایی غیر از خدا؟! آیا آنها شما را یاری میکنند، یا کسی به یاری آنها میآید؟!»
فَكُبْكِبُوا فِيهَا هُمْ وَالْغَاوُونَ ( 94 )
در آن هنگام همه آن معبودان با عابدان گمراه به دوزخ افکنده میشوند؛
فَلَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ( 102 )
ای کاش بار دیگر (به دنیا) بازگردیم و از مؤمنان باشیم!»
إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ( 103 )
در این ماجرا، نشانه (و عبرتی) است؛ ولی بیشتر آنان مؤمن نبودند!
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَ ( 106 )
هنگامی که برادرشان نوح به آنان گفت: «آیا تقوا پیشه نمیکنید؟!
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ الْعَالَمِينَ ( 109 )
من برای این دعوت، هیچ مزدی از شما نمیطلبم؛ اجر من تنها بر پروردگار عالمیان است!
قَالُوا أَنُؤْمِنُ لَكَ وَاتَّبَعَكَ الْأَرْذَلُونَ ( 111 )
گفتند: «آیا ما به تو ایمان بیاوریم در حالی که افراد پست و بیارزش از تو پیروی کردهاند؟!»
قَالَ وَمَا عِلْمِي بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ( 112 )
(نوح) گفت: «من چه میدانم آنها چه کاری داشتهاند!
إِنْ حِسَابُهُمْ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّي ۖ لَوْ تَشْعُرُونَ ( 113 )
حساب آنها تنها با پروردگار من است اگر شما میفهمیدید!
قَالُوا لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ ( 116 )
گفتند: «ای نوح! اگر (از حرفهایت) دست برنداری، سنگباران خواهی شد!»
فَافْتَحْ بَيْنِي وَبَيْنَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِي وَمَن مَّعِيَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ( 118 )
اکنون میان من و آنها جدایی بیفکن؛ و مرا و مؤمنانی را که با من هستند رهایی بخش!»
فَأَنجَيْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ( 119 )
ما، او و کسانی را که با او بودند، در آن کشتی که پر (از انسان و انواع حیوانات) بود، رهایی بخشیدیم!
إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ( 121 )
در این ماجرا نشانه روشنی است؛ امّا بیشتر آنان مؤمن نبودند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَلَا تَتَّقُونَ ( 124 )
هنگامی که برادرشان هود گفت: «آیا تقوا پیشه نمیکنید؟!
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ الْعَالَمِينَ ( 127 )
من در برابر این دعوت، هیچ اجر و پاداشی از شما نمیطلبم؛ اجر و پاداش من تنها بر پروردگار عالمیان است.
أَتَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ ( 128 )
آیا شما بر هر مکان مرتفعی نشانهای از روی هوا و هوس میسازید؟!
وَتَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ ( 129 )
و قصرها و قلعههای زیبا و محکم بنا میکنید شاید در دنیا جاودانه بمانید؟!
وَإِذَا بَطَشْتُم بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ ( 130 )
و هنگامی که کسی را مجازات میکنید همچون جبّاران کیفر میدهید!
وَاتَّقُوا الَّذِي أَمَدَّكُم بِمَا تَعْلَمُونَ ( 132 )
و از (نافرمانی) خدایی بپرهیزید که شما را به نعمتهایی که میدانید امداد کرده؛
أَمَدَّكُم بِأَنْعَامٍ وَبَنِينَ ( 133 )
شما را به چهارپایان و نیز پسران (لایق و برومند) امداد فرموده؛
إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ( 135 )
(اگر کفران کنید،) من بر شما از عذاب روزی بزرگ میترسم!»
قَالُوا سَوَاءٌ عَلَيْنَا أَوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُن مِّنَ الْوَاعِظِينَ ( 136 )
آنها [= قوم عاد] گفتند: «برای ما تفاوت نمیکند، چه ما را انذار کنی یا نکنی؛ (بیهوده خود را خسته مکن)!
فَكَذَّبُوهُ فَأَهْلَكْنَاهُمْ ۗ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ( 139 )
آنان هود را تکذیب کردند، ما هم نابودشان کردیم؛ و در این، آیت و نشانهای است (برای آگاهان)؛ ولی بیشتر آنان مؤمن نبودند!
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَالِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ ( 142 )
هنگامی که صالح به آنان گفت: «آیا تقوا پیشه نمیکنید؟!
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ الْعَالَمِينَ ( 145 )
من در برابر این دعوت، اجر و پاداشی از شما نمیطلبم؛ اجر من تنها بر پروردگار عالمیان است!
أَتُتْرَكُونَ فِي مَا هَاهُنَا آمِنِينَ ( 146 )
آیا شما تصوّر میکنید همیشه در نهایت امنیّت در نعمتهایی که اینجاست میمانید،
وَزُرُوعٍ وَنَخْلٍ طَلْعُهَا هَضِيمٌ ( 148 )
در این زراعتها و نخلهایی که میوههایش شیرین و رسیده است؟!
وَتَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا فَارِهِينَ ( 149 )
و از کوهها خانههایی میتراشید، و در آن به عیش و نوش میپردازید!
الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ ( 152 )
همانها که در زمین فساد میکنند و اصلاح نمیکنند!»
قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ ( 153 )
گفتند: «(ای صالح!) تو از افسون شدگانی (و عقل خود را از دست دادهای!)
مَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا فَأْتِ بِآيَةٍ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ( 154 )
تو فقط بشری همچون مائی؛ اگر راست میگویی آیت و نشانهای بیاور!»
قَالَ هَٰذِهِ نَاقَةٌ لَّهَا شِرْبٌ وَلَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ ( 155 )
گفت: «این ناقهای است (که آیت الهی است) برای او سهمی (از آب قریه)، و برای شما سهم روز معینّی است!
وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ ( 156 )
کمترین آزاری به آن نرسانید، که عذاب روزی بزرگ شما را فرا خواهد گرفت!»
فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِينَ ( 157 )
سرانجام بر آن (ناقه) حمله نموده آن را «پی» کردند؛ (و هلاک نمودند) سپس از کرده خود پشیمان شدند!
فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ ۗ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ( 158 )
و عذاب الهی آنان را فرا گرفت؛ در این، آیت و نشانهای است؛ ولی بیشتر آنان مؤمن نبودند!
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ ( 161 )
هنگامی که برادرشان لوط به آنان گفت: «آیا تقوا پیشه نمیکنید؟!
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ الْعَالَمِينَ ( 164 )
من در برابر این دعوت، اجری از شما نمیطلبم، اجر من فقط بر پروردگار عالمیان است!
أَتَأْتُونَ الذُّكْرَانَ مِنَ الْعَالَمِينَ ( 165 )
آیا در میان جهانیان، شما به سراغ جنس ذکور میروید (و همجنس بازی میکنید، آیا این زشت و ننگین نیست؟!)
وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُم مِّنْ أَزْوَاجِكُم ۚ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ ( 166 )
و همسرانی را که پروردگارتان برای شما آفریده است رها میکنید؟! (حقّاً) شما قوم تجاوزگری هستید!»
قَالُوا لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَا لُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِينَ ( 167 )
گفتند: «ای لوط! اگر (از این سخنان) دست برنداری، به یقین از اخراج شدگان خواهی بود!»
رَبِّ نَجِّنِي وَأَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ ( 169 )
پروردگارا! من و خاندانم را از آنچه اینها انجام میدهند رهایی بخش!»
وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًا ۖ فَسَاءَ مَطَرُ الْمُنذَرِينَ ( 173 )
و بارانی (از سنگ) بر آنها فرستادیم؛ چه باران بدی بود باران انذارشدگان!
إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ( 174 )
در این (ماجرای قوم لوط و سرنوشت شوم آنها) آیتی است؛ امّا بیشترشان مؤمن نبودند.
كَذَّبَ أَصْحَابُ الْأَيْكَةِ الْمُرْسَلِينَ ( 176 )
اصحاب ایکه [= شهری نزدیک مدین] رسولان (خدا) را تکذیب کردند،
إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَلَا تَتَّقُونَ ( 177 )
هنگامی که شعیب به آنها گفت: «آیا تقوا پیشه نمیکنید؟!
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ الْعَالَمِينَ ( 180 )
من در برابر این دعوت، پاداشی از شما نمیطلبم؛ اجر من تنها بر پروردگار عالمیان است!
أَوْفُوا الْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ ( 181 )
حق پیمانه را ادا کنید (و کم فروشی نکنید)، و دیگران را به خسارت نیفکنید!
وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ ( 183 )
و حق مردم را کم نگذارید، و در زمین تلاش برای فساد نکنید!
وَاتَّقُوا الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالْجِبِلَّةَ الْأَوَّلِينَ ( 184 )
و از (نافرمانی) کسی که شما و اقوام پیشین را آفرید بپرهیزید!»
وَمَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَإِن نَّظُنُّكَ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ ( 186 )
تو بشری همچون مائی، تنها گمانی که درباره تو داریم این است که از دروغگویانی!
فَأَسْقِطْ عَلَيْنَا كِسَفًا مِّنَ السَّمَاءِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ( 187 )
اگر راست میگویی، سنگهایی از آسمان بر سر ما بباران!»
قَالَ رَبِّي أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ ( 188 )
(شعیب) گفت: «پروردگار من به اعمالی که شما انجام میدهید داناتر است!»
فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ ۚ إِنَّهُ كَانَ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ( 189 )
سرانجام او را تکذیب کردند، و عذاب روز سایبان (سایبانی از ابر صاعقهخیز) آنها را فراگرفت؛ یقیناً آن عذاب روز بزرگی بود!
إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ( 190 )
در این ماجرا، آیت و نشانهای است؛ ولی بیشتر آنها مؤمن نبودند.
وَإِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ ( 192 )
مسلّماً این (قرآن) از سوی پروردگار جهانیان نازل شده است!
أَوَلَمْ يَكُن لَّهُمْ آيَةً أَن يَعْلَمَهُ عُلَمَاءُ بَنِي إِسْرَائِيلَ ( 197 )
آیا همین نشانه برای آنها کافی نیست که علمای بنی اسرائیل بخوبی از آن آگاهند؟!
وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَىٰ بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ ( 198 )
هرگاه ما آن را بر بعضی از عجم [= غیر عرب] ها نازل میکردیم...
فَقَرَأَهُ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ ( 199 )
و او آن را بر ایشان میخواند، به آن ایمان نمیآورند!
كَذَٰلِكَ سَلَكْنَاهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ ( 200 )
(آری،) این گونه (با بیانی رسا) قرآن را در دلهای مجرمان وارد میکنیم!
لَا يُؤْمِنُونَ بِهِ حَتَّىٰ يَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِيمَ ( 201 )
(امّا) به آن ایمان نمیآورند تا عذاب دردناک را با چشم خود ببینند!
فَيَأْتِيَهُم بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ( 202 )
ناگهان به سراغشان میآید، در حالی که توجّه ندارند!
فَيَقُولُوا هَلْ نَحْنُ مُنظَرُونَ ( 203 )
و (در آن هنگام) میگویند: «آیا به ما مهلتی داده خواهد شد؟!»
أَفَرَأَيْتَ إِن مَّتَّعْنَاهُمْ سِنِينَ ( 205 )
به ما خبر ده، اگر (باز هم) سالیانی آنها را از این زندگی بهرهمند سازیم...
ثُمَّ جَاءَهُم مَّا كَانُوا يُوعَدُونَ ( 206 )
سپس عذابی که به آنها وعده داده شده به سراغشان بیاید...
مَا أَغْنَىٰ عَنْهُم مَّا كَانُوا يُمَتَّعُونَ ( 207 )
این تمتع و بهرهگیری از دنیا برای آنها سودی نخواهد داشت!
وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلَّا لَهَا مُنذِرُونَ ( 208 )
ما هیچ شهر و دیاری را هلاک نکردیم مگر اینکه انذارکنندگانی (از پیامبران الهی) داشتند.
ذِكْرَىٰ وَمَا كُنَّا ظَالِمِينَ ( 209 )
تا متذکّر شوند؛ و ما هرگز ستمکار نبودیم! (که بدون اتمام حجّت مجازات کنیم)
إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ ( 212 )
آنها از استراق سمع (و شنیدن اخبار آسمانها) برکنارند!
فَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِينَ ( 213 )
(ای پیامبر!) هیچ معبودی را با خداوند مخوان، که از معذّبین خواهی بود!
وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ( 215 )
و بال و پر خود را برای مؤمنانی که از تو پیروی میکنند بگستر!
فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ ( 216 )
اگر تو را نافرمانی کنند بگو: «من از آنچه شما انجام میدهید بیزارم!»
الَّذِي يَرَاكَ حِينَ تَقُومُ ( 218 )
همان کسی که تو را به هنگامی که (برای عبادت) برمیخیزی میبیند؛
هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَىٰ مَن تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ ( 221 )
آیا به شما خبر دهم که شیاطین بر چه کسی نازل میشوند؟!
يُلْقُونَ السَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَاذِبُونَ ( 223 )
آنچه را میشنوند (به دیگران) القا میکنند؛ و بیشترشان دروغگو هستند!
وَالشُّعَرَاءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ ( 224 )
(پیامبر اسلام شاعر نیست؛) شاعران کسانی هستند که گمراهان از آنان پیروی میکنند.
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا وَانتَصَرُوا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا ۗ وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ ( 227 )
مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام میدهند و خدا را بسیار یاد می کنند، و به هنگامی که مورد ستم واقع میشوند به دفاع از خویشتن (و مؤمنان) برمیخیزند (و از شعر در این راه کمک میگیرند)؛ آنها که ستم کردند به زودی میدانند که بازگشتشان به کجاست!
كتب عشوائيه
- از اصول و قواعد اهل سنت وجماعت در عقيدهاين چند كلمه مختصري در بيان عقيده اهل سنت و جماعت است و انگيزه نوشتن آن اين بود كه امت اسلامي در حالت پراكندگي و اختلاف بسيار زيادي قرار دارد، آن هم به سبب وجود بسياري از گروه هاي متعدد معاصر كه با هم اختلاف داشته، هر يكي از آنها به روش و طريقه خود دعوت كرده، و گروه خود را شايسته و والاتر مىداند، تا اين كه افراد نادان مسلمان گيج شده نمىداند كدام يك از اين گروه ها را پيروي كند، و به چه كسي اقتدا و تأسي نمايد، و كافري كه بخواهد مسلمان شود نمىداند اسلام حقيقي كه در باره آن خوانده و شنيده كدام است، آن اسلامي كه قرآن و سنت پيامبر - صلى الله عليه وسلم - به سوي آن دعوت كرده، اسلامي كه زندگي صحابه گرامي نمايان گر آن بوده، و اهل قرون برتر آن را سيره خود قرار داده بودند، يا اينكه فقط نام اسلام را مىبينند، و بنا به گفته يكي از باخترشناسان (مستشرقين): اسلام پنهان و پوشيده است، يعني مسلماناني كه پيرو اسلام هستند، بيان كننده اسلام حقيقي نيستند . ما نمىگوئيم كه به طور كلي اسلام وجود ندارد، زيرا خداوند بقاء آنرا در دو چيز نهفته است: در بقاي قرآن، چنان كه مىفرمايد: { إنَّا نحن نزلنا الذكر وإنّا له لحافظون}. [الحجر 9] [ما قرآن را بر تو نازل كرديم، و ما هم آن را محفوظ خواهيم داشت]. و در بقاي گروهي از مسلمانان كه اسلام حقيقي را بيان مىكنند و آن را حفظ و نگهداري كرده از آن دفاع مىكنند، چنان كه خداوند مىفرمايد: {يا أيها الذين آمنوا من يرتد منكم عن دينه فسوف يأتي الله بقوم يحبهم ويحبونه أذلة علي المؤمنين أعزة علي الكافرين يجاهدون في سبيل الله ولا يخافون لومة لائم }[المائدة 54] [اي مردمىكه ايمان آورده ايد هر كس از شما از دين خويش برگردد، خدا گروهي را به ميان مىآورد كه ايشان را دوست مىدارد، و ايشان او را دوست مىدارند، نسبت به مؤمنان پر محبت، و بر كافران سختگيرتر و پر خشم اند، در راه خدا جهاد مىكنند، و از سرزنش و نكوهش و ملامت هيچ كسي باكي ندارند] و مىفرمايد: {وإن تتولوا يستبدل قوماً غيركم ثم لا يكونوا أمثالكم} [محمد 38] [و اگر پشت به فرمان او كنيد و راهنمايىهاي او را نپذيريد به جاي شما گروهي غير از شما مىآورد (كه فرموده خدا را تصديق كنند و بر راه او روند و به شريعت او عمل كنند و به آنچه خدا فرمود عمل نمايند و پيرو پيامبر باشند)، آنگاه آنان مانند شما نخواهند بود]. بلي آن جماعت و گروهي است كه رسول اكرم - صلى الله عليه وسلم - از آنها خبر داده و مىفرمايد: { لا تزال طائفة من أمتي علي الحق ظاهرين لا يضرهم من خذلهم ولا من خالفهم حتي يأتي أمر الله تبارك وتعالي وهم علي ذلك }[متفق عليه] { همواره گروهي از امت من بر حق ظاهر و آشكارند، و عدم تأييد و عدم نصرت و ياري كسى، و مخالفت هيچ كس به آنها ضرر نمىرساند تا اين كه امر خدا يعني قيامت بر پا شود و آنان بر همان راه حق خود مىباشند }. و از اين جا بر ما واجب مىشود تا با اين گروه مبارك آشنا شويم، آن گروهي كه اسـلام صحيح را بيان مىكنند ـ خدايا ما را از آنها بگردان ـ و همانا شناختن آن واجب است براي كسىكه بخواهد با آن اسلام حقيقي و صحيح و پيروان حقيقي آنها آشنا شده، و به آنها اقتداء و تأسي كند و بر روش آنها برود و به آنها بپيوندد، و براي غير مسلمانان كه بخواهند به اسلام داخل شوند.
نویسنده : صالح بن فوزان الفوزان
مترجم : اسحاق بن عبدالله دبيرى العوضى
ناشر : سایت عقیده http://www.aqeedeh.com
المصدر : http://www.islamhouse.com/p/693
- مبانی اسلامواقعیت این است که مردم این عصر و زمان – بخصوص تودهی مردم و مهاجران تازه مسلمان- بسیار نیازمند کتابی هستند که به روشی ساده، مسایل دینی را برای آنها توضیح دهد و آنان را از قضایای دینی نزدیک گرداند، تا از اینرو طبق شریعتی که در قرآن آمده و سنت پیامبر بدان پرداخته، خداوند را عبادت نمایند و مخلصانه و حقگرايانه او را بپرستند این کتاب کوششی در همین راستا می باشد
نویسنده : محمد بن علی العرفج
ناشر : سایت عقیده http://www.aqeedeh.com
المصدر : http://www.islamhouse.com/p/255871
- خوشبخت ترین زن دنیااين كتاب، زنان را فرا ميخواند تا در سايهي دين و در پرتو لطف الهي و نعمتهايي كه خداوند به آنان، عطا نموده، شاد و خوشبخت باشند؛ اين كتاب، لبخند اميد، نسيم آرزو و طلوع خورشيد شادي، براي هر آن كسي است كه غم و اندوه بر او سايه افكنده و دلش به تنگ آمده است
نویسنده : عائض بن عبدالله القرني
مترجم : محمد گل گمشادزهی
ناشر : سایت عقیده http://www.aqeedeh.com
المصدر : http://www.islamhouse.com/p/264566
- اربعون نوویكتاب حاضر (اربعون نووی) نام دارد كه شامل چهل و دو حديث مىباشد و مؤلف آن امام محىالدين ابو زكريا يحيي بن شرف نووى است. هر حديثي از اين احاديث، قاعده بزرگي از قواعد اسلام به شمار مىرود و علما گفته اند كه مدار كلي اسلام، يا نصف، يا يك سوم اسلام بر اين احاديث استوار است، ناگفته نماند كه امام نووى رحمت الله عليه بر خود لازم دانست كه بيشتر احاديث اين كتاب را از معتبرترين و صحيح ترين آن ها بر گزيند، و همچنين يادآور شويم كه اسناد احاديث، حذف شده تا حفظ كردنِ آن ها آسان شود و فايده آن به همگان برسد ؛ بنابر اين هركس پيروزي و كاميابي آخرت را مىخواهد بايستى احاديثي كه در برگيرنده امور مهم دين و طاعات است را بداند و به آن عمل كند. اميد است خداوند ترجمه اين كتاب را فقط براي رضا و خشنودي خود بداند و نيز پسند خاطر خوانندگان محترم واقع شود تا ما را از دعاي خير بى بهره نسازند. وصلي الله علي محمد وآله وصحبه.
نویسنده : ابو زکریا نووی
مترجم : اسحاق بن عبدالله دبيرى العوضى
ناشر : سایت عقیده http://www.aqeedeh.com
المصدر : http://www.islamhouse.com/p/665
- افتخار صحبت و همراهی رسول الله صلی الله علیه وسلمخداوند متعال در ادامه نعمتهاي فراوانش به اين رسول محبوبش صلي الله عليه وآله وسلم بهترين اصحاب و ياران را برايش انتخاب نمود، اين ياران و جان نثاران از هر لحاظ بهترين و شايستگي داشتند و در هر ميدان الگو و نمونه بودند، چه در فهم و دانش چه در مردانگي و شجاعت، چه در وفاداري صداقت
نویسنده : صالح درویش
مترجم : عبد الله حيدري
ناشر : سایت عقیده http://www.aqeedeh.com
المصدر : http://www.islamhouse.com/p/255847












